عکس شهید محمود ترابی

محمود ترابی

شـهـیـد نـیـروی زمـیـنـی ارتـش

پروفایل شهید

پروفایل شهید

birth_locate مـحـل تـولـد: تهران
birthday تـاریـخ تـولـد: 1345/06/28
age سـن: 20 سال
shahadat_locate مـزار: بهشت زهرا
اطلاعات کامل شهید پرینت مشخصات
نام
محمود
نام خانوادگی
ترابی
نام پدر
علی رضا
سن هنگام شهادت
20 سال
تاریخ تولد
1345/06/28
تاریخ شهادت
1365/06/28
استان
تهران
شهر
تهران بزرگ.منطقه12,13
مزار
بهشت زهرا
وظیفه/کادر
وظیفه
سازمان
نزاجا
-
-
پرینت زندگینامه

زندگینامه شهید محمود ترابی

شهید محمود ترابی فرزند علی رضا در 1345/6/28 در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش می گوید او از همان کودکی به بعد کارهایش را خودش انجام می داد و دوست نداشت ما بفهمیم او چه کار می کند. مثلاً فکر می کرد اگر پدر جلو بیاید و کارهای او را درست کند او بچه ننه است. محمود پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان صبحی شد و تحصیلات ابتدایی خود را با نمرات عالی در آن مدرسه به پایان رساند. در طول مدتی؟؟؟ مشغول به تحصیل بود. هیچگاه معلمها از او ناراضی نبودند او هم در زمینه اخلاق و هم در زمینه درسی جوانی موفق بود. محمود در دبیرستان مدرس موفق به دریافت دیپلم تجربی شد. او آنقدر درسش خوب بود در زمانی که معلمها نمی توانستند سرکلاس حضور داشته باشند به بچه ها درس می داد و از تمام فرصتها به نحو احسن استفاده می کرد. شهید محمود در همان دبیرستان مدرس در کلاسهای فوق برنامه شرکت فراوانی داشت. او علاقه فراوانی به ورزش شنا و والیبال داشته و علاوه بر درس در مدرسه به آنها می پرداخت. وی به کتاب و کتابخوانی هم علاقه داشت. او کتابهای شهید مطهری را از زیاد مطالعه می کرد و در مدرسه عضو کتابخانه بود. شهید محمود جوان پاک و مومن و خدا دوستی بود. او جوانی با غیرت نسبت به خانواده خاک وطن و انقلاب بود. مدتی وی در بسیج محل ثبت نام کرد و در آنجا فعالیت فراوانی داشت. او در کشیکهای شبانه شرکت داشت و با کمک برادران بسیجی خود از مسجد و محله نگهبانی می کردند. وی سرانجام تصمیم گرفت به خدمت سربازی رود تا شخصی مفیدتر از قبل برای کشورش باشد. در شهریور ماه سال 1363 به خدمت سربازی مشغول شد. پدر می گوید روزی که برای گرفتن دفترچه خدمت می رفت به من گفت اگر مرا تهران بیندازند من قبول نمی کنم. او همانطور که خودش دوست داشت در شهر اصفهان در قسمت توپخانه مشغول به خدمت سربازی شد. شهید محمود خدمت سربازی را به اتمام رساند اما از آنجایی که او جوانی زرنگ و دانا بود فرمانده از او در خواست کرد (2، 3) روزی مهمان ما باش که ما در اینجا به تو احتیاج داریم. اوبرای مأموریتی به اتفاق چند تن از دوستان عازم کرمانشاه شد و ماشین آنها در راه مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت و سپس از انحراف منجر به آتش سوزی شد. پیکر او به همراه چند تن از دوستان در آتش سوخت و جز غیرت و مردانگی و یاد و خاطره چیزی از آنها به یادگار باقی نمایند. پیکر نیم سوخته وی قطعه 53 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد

نظری وجود ندارد
درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

ابتدا دسته بندی محتوای ارسالی خود را مشخص نمایید

انتخاب فایل
پیام الزامی می باشد.

برچسب های مفید
شهید محمود ترابی آذر