عکس شهید یونس خوش طینت

یونس خوش طینت

شـهـیـد نـیـروی پـدافـنـد هـوایـی ارتـش

پروفایل شهید

پروفایل شهید

birth_locate مـحـل تـولـد: تهران
birthday تـاریـخ تـولـد: 1344/06/01
age سـن: 21 سال
shahadat_locate مـزار: بهشت زهرا
اطلاعات کامل شهید پرینت مشخصات
نام
یونس
نام خانوادگی
خوش طینت
نام پدر
برات
سن هنگام شهادت
21 سال
تاریخ تولد
1344/06/01
تاریخ شهادت
1365/09/04
استان
تهران
شهر
ستاد تهران بزرگ
مزار
بهشت زهرا
وظیفه/کادر
وظیفه
سازمان
پدافند
-
-
پرینت زندگینامه

زندگینامه شهید یونس خوش طینت

زندگی نامه شهید
شهید یونس خوش طینت، فرزند برات در تاریخ 01/06/1344 در تهران در خانواده ای اصیل چشم به جهان گشود. پدرش ارتشی بود و مادرش، نصیبه مادری کدبانو و مهربان بود. او پس از طی دوران شیرین کودکی راهی سنگر علم و دانش شد و تا پایان سوم راهنمایی درس خواند. با فرا رسیدن موعد خدمت از طریق نیروی هوایی ارتش راهی میدان نبرد حق علیه باطل شد
سرانجام این سرباز دلاور ارتش اسلام پس ار رشادت های فراوان در تاریخ 04/09/۱۳۶۵، در دزفول بر اثر بمباران هوایی به فیض عظیم شهادت نائل گشت و دعوت معبود خویش را عاشقانه لبیک گفت. مزار پر فروغ این شهید سرافراز میهن در بهشت زهرای تهران واقع است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

پرینت خاطرات

خاطرات شهید یونس خوش طینت

خاطره ای از زبان همرزم شهید (محسن محمد روشنی)
برادر شهید عزیزم، هنگامی که من هم از ابتدای اعزام و خدمت بعد از آموزشی در گردان 25 خدمت می کردم همراه با تعدادی سرباز از تهران به عنوان گردان قدس به پایگاه چهارم آمده بودند و چون تهرانی بود و به سرعت به عنوان همشهری با هم دوست شدیم. بسیار مودب و متواضع و مهربان بود و می گفت: «اگر ما رزمندگان بتوانیم هر چه زودتر کلک صدام را بکنیم ان شاء الله کشور به سرعت به رفاه و آرامش خواهد رسید؟ من می خواهم ادامه تحصیل دهم و ازدواج کنم» و از من برای تقویت زبانش راهنمایی می خواست. با هم نماز می خواندیم، در حد خوب متدین بود و به امور معنوی می پرداخت. به سربازی و دوران خدمت علاقه داشت.
در آخرین باری بلیط قطار گرفتم و می خواستم به تهران منتقل شوم بار و بنه و کیسه سربازی برایم دردسر شد و باید این همه وسیله را مسافتی طولانی تا درب پایگاه برای خروج می بردم از هر که خواستم لطف کند مرا ببرد، مرا همراهی نمی کردند، از یونس خواهش کردم، او با مهربانی پذیرفت و مرا رساند و از آن زحمت شاق نجاتم داد.
بعد از انتقالم به تهران و در ماموریت های بعدی که گذرم به دزفول افتاد خبردار شدم که او به همراه عده ای دیگر ناجوانمردانه و غافل گیرانه در بمباران دشمن بعثی شهید شده اند، در حالی که گویا چند روزی به ترخیصش باقی نمانده بوده.
در این 34 سال بعد از شهادتش همیشه بعد از نماز و در هر موقعیتی دعایش می کنم.
رحمت الله علیهم اجمعین

نظری وجود ندارد
درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

ابتدا دسته بندی محتوای ارسالی خود را مشخص نمایید

انتخاب فایل
پیام الزامی می باشد.